تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

184

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

وابسته بدان است « 1 » ) و دنباوند و طبرستان ( و آنچه وابسته بدان است ) ، و به كسانى كه پيش او هستند : درود من بر شما ! چيزى كه بايد مردم از آن بيشتر بترسند از دست دادن كسى است كه در فقدان او بيم زوال نعمت و پيدا آمدن آشوب و فرودآمدن انواع زيان و آفت بر جان و خواسته و خدمتگزاران بهترين مردمان ، يكى پس از ديگرى ، باشد و ما فقدانى ، كه مردم آن را بزرگترين اندوه بشمارند و زيان آن به همهء مردم برسد ، ترسناك‌تر از فقدان پادشاه نيكوكار نمىشناسيم « 2 » . » چون پادشاهى بر خسرو استوار شد آئين مردى دو روى را ، كه از مردم پسا « 3 » بود و زراذشت پسر خرگان نام داشت ، از ميان برداشت . اين آئين بدعتى بود در كيش مجوس و مردم در اين بدعت از او پيروى كردند و كار او بالا گرفت « 4 » . از كسانى كه مردم را به اين آئين همىخواندند يكى بود از مردم مذريّه « 5 » ( ؟ ) به نام مزدك پسر بامداذ . از كارهائى كه او مردم را به آن وامىداشت و در ديدهء ايشان مىآراست و بر آن مىانگيخت اين بود كه خواسته و خانوادهء مردم بايد در دست همگان باشد و مىگفت اين از پارسائى و نيكوكارى است و خداوند آن را مىپسندد و بهترين پاداش‌ها را به آن مىدهد ؛ و

--> ( 1 ) - ناحيهء ادارى ؛ در نامه دقيق‌تر از خود روايت ذكر شده است ؛ البتّه بايد تمام ماد را بر آن افزود ( رجوع شود به مطالب آينده ) مقصود از « حيّز » در متن زمين‌هاى مجاور وابسته به سرزمين اصلى است ، مثلا حيّز ارمنستان ، البانى ( ارّان ) و غيره است و حيّز طبرستان ( مازندران ) نواحى ماد مجاور آن . ( 2 ) - از بعضى نشانيهاى معيّن مىتوان دلايلى براى اصالت اين نامه پيدا كرد . در اين صورت بايد گفت كه سبك استطرادى و خطابى و اخلاقى منابع پهلوى ، كه محرّران و اقتباس‌كنندگان عربى نيز آن را به طور صريح نشان مىدهند ، در سال 531 م نيز در ديوان شاهنشاهى معمول بوده است . البتّه ما در اينجا به هر حال فقط سرآغاز نامه را در دست داريم . اين نامه را فقط طبرى ذكر كرده است . يعقوبى از اين نامه به طور عام سخن مىگويد مثلا اعلام مرگ پدر و وعده‌هاى خوب و غيره . ( 3 ) - پسا يا فسا واقع است در مشرق پارس . ( 4 ) - در اين باب و مطالب بعدى رجوع شود به ضميمهء كتاب دربارهء مزدك . ( 5 ) - قرائت كلمه به درستى معلوم نيست و خود محلّ نيز شناخته نيست ؛ شايد مقصود مناذر ( كه خود ممكن است جمع عربى باشد ) واقع در خوزستان باشد ؟